سفارش تبلیغ
صبا ویژن
بى‏نیاز از عذر بودن ارجمندتر تا از روى راستى عذر آوردن . [نهج البلاغه]
سلام به همه
راستش امشب دلم هوای شهدا رو کرده بود ...نمی دونستم چی بنویسم خود به خود کشیده شدم تو سایت شهید آوینی قسمت «حرف دل» این مطالب رو یکی از بازدید کنندگان نوشته:
سلام آقا سید. امشب خیلی دلم براتون تنگ شده. خیلی وقته نه با عکستون حرف میزنم نه حرفهاتون رو میخونم و نه صداتون رو میشنوم. توی این مدت چند باری رو هم که شما رو توی خواب دیدم حتی یک کلمه هم با هم حرف نزدیم. امشب بعد از کلی گناه دوباره با دیدن عکستون آروم شدم. آخ که چقدر دوست داشتم امسال میومدم فکه از نزدیک شما رو میدیدم.انگار امسال هم لایق نیستم. 
میدونم که همه این حرف ها رو میخونید. پس برام دعا کنید ... این روزا بد جوری گرفتار شدم. سید! مثل همیشه آرامم کن ...


::: سه شنبه 88/12/11 ::: ساعت 11:36 عصر :::   توسط زمانی 
نظرات شما: نظر

محسن صالحی حاجی آبادی

چون رود

لبخندهایت

مانند لبخند گل یاس

پر بود از معنا و احساس

امروز چون رود

جاریست نامت

در ساحل دریای قلبم

روزی که پوشیدی لباس سرخ ایثار

خورشید شد در کوچة عشقت گرفتار

در ذهن من

جاوید مانده نام پاکت

وقتی که غمگینم می‌آیم

گل می‌کنم

گل می‌شوم باز بر پهنة زیبای خاکت

 



::: سه شنبه 88/9/3 ::: ساعت 9:12 عصر :::   توسط بصیرت 
نظرات شما: نظر

محسن صالحی حاج آبادی

شهر شهادت

تابیدی از اوج افق

از اوج افلاک

بر پهنة خاک

از موج لبخندت سحر

مهتاب را چید

از کهکشان سینه‌ات

خورشید جوشید

در سایه‌سار آه تو

غم شعله‌ور شد

از نم‌نم اشکت

نگاه آب تر شد

وقتی تو را دید آسمان

شد صاف و آبی

خورشید هم

از غنچة لبخند تو

شد آفتابی

درویش اشکت

سحر

مهتاب رویید

آب از زلالی نگاهت

قطره‌ای چید

تو

زیباترین تفسیر شعر پاک مردی

شهر شهادت را تو آخر فتح کردی



::: سه شنبه 88/9/3 ::: ساعت 9:10 عصر :::   توسط بصیرت 
نظرات شما: نظر